قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2883

تاريخ الفي ( فارسى )

و در اكثر تواريخ معتبر مسطور است كه حسن صبّاح در اواخر ماه صفر اين سال بيمار شد و مدّت بيمارى خود را پنهان مىداشت و بر عادت خويش بيرون نمىآمد . چون مرض موت بر وى مستولى شد كيا بزرگ اميد را از لمبسر « 1 » بخواند و ولىعهد خود گردانيد . « 2 » و دهدار ابو على اردستانى را بر دست راست او نشانيد و دعوت را به دو حواله نمود ، و حسن آدم قصرانى را بر دست چپ و كيا ابا جعفر را ، كه صاحب لشكر بود ، در پيش ، و وصيّت كرد كه تا هنگام [ ى ] كه امام برسد و بر سرير ملك خويش آيد به‌اتّفاق و استصواب هر چهار به كار ملك و دعوت پردازند ، و از سخن يكديگر تجاوز نكنند و با يكديگر زينهار ! اختلاف نورزند ، كه موجب زوال دولت شما خواهد بود . حسن صبّاح در علم نجوم مصنّفات معتبره دارد ، كه دانايان علم نجوم آن كتاب‌ها را بسيار معتبر مىدانند . در زهد و تقوا به مرتبه‌اى مبالغه داشت كه يك پسر خود را كه محمّد نام داشت به واسطهء شراب خوردن بكشت و پسر ديگرش را ، كه استاد حسين نام بود ، به تهمت خون حسين قاينى ، داعى قهستان ، به پسر اوّل رسانيد ؛ حال آنكه قاتل او حسين دماوندى بود به فرمودهء زيد علوى كه در آن ايّام خود را امام مستودع مىدانست . و لهذا چون بر حسن صبّاح ، بعد از كشتن پسرش ، حقيقت حال ظاهر شد ، آن علوى را با پسرش بكشت . در تقوى و حفظ شريعت به مرتبه‌اى مبالغه داشت كه در مدّت سى و هشت سال ، كه در الموت ساكن بود ، هيچ كس در ملك او شراب نخورد . و نيز در قلعه شخصى ناى زده بود ، او را از قلعه بيرون كرد و بعد از آن دستور داد هرگز به آن قلعه راه ندهند « 3 » . ذكر جماعتى كه در ايّام حيات حسن صبّاح بر دست فدويان او به قتل رسيدند آنها سى و شش كس بودند ؛ به اين تفصيل : اوّل نظام الملك وزير ، كه در شب جمعه دوازدهم شهر رمضان سال چهار صد و هشتاد و پنجم هجرى ، بر دست ابو طاهر ، كشته شد . دويم ، امير سپهدار ارغش ملكشاهى كه بر دست عبد الرحمان خراسانى به قتل رسيد .

--> ( 1 ) . اين نام به صورت لنبسر نيز آمده است - ( حمد إله مستوفى ، تاريخ گزيده ، 520 ) ، لمبسر ، لمبه‌سر يا لنبسر ، قلعه‌اى است در رودبار قزوين در كنار شاهرود - لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) . كيا بزرگ اميد رودبارى نيز پس از ادامهء راه حسن صباح در سال 532 هجرى درگذشت و پسرش محمّد به جاى او نشست و تا سال 556 هجرى رياست اسماعيليان ايران را به عهده داشت ، و بعد از او پسرش حسن معروف به « حسن على ذكره السلام » سر كار آمد و دستور داد احكام اسلام برحسب ظاهر عمل شود . ( 3 ) . نفوذ و تقرّب حسن صبّاح در ميان پيروان خود تا بدان پايه بود كه هرگاه مادران مشاهده مىكردند كه فرزندانشان كه به عنوان فدايى در خدمت حسن بودند ، از مأموريت محوّله زنده برگشته و مقصود را انجام نداده‌اند ، بىنهايت مكدّر گشته گريه سر مىدادند .